نمایش نوار ابزار

یک گفتگوی خودمانی با استادی که عاشق نوآوری و تلاش است.

– کجا متولد شدید و چه سالی؟
-گناوه. سال ۱۳۴۹٫
– متولد چه ماهی هستید؟
– مردادماه!
-می گویند مردادی ها زود خشمگین می شوند و زود هم آرام می شوند. راست است؟

– (می خندد)! سئوال سختی است. ولی چیزی که حتما آزار دهنده است مسئولیت نشناسی است و دروغ گویی و نادیده گرفتن حقوق دیگران و کوتاهی در انجام وظیفه. چیزی که همواره در مسیر کاری باعث شده به شدت واکنش نشان بدهم و زیر بار کوتاهی هایی که حقوق مردم را پایمال کرده نروم.

-آقای دکتر درس دادن در دانشگاه امیر کبیر بالاتر است یا شرکت در انتخابات؟
– حتما معلمی بالاترین شغل است که شغل انبیاست. اما خدمت به خلق و رفع مشکلات و دشواری های آنها بی تردید میوه و محصول ایمان به خود و خداست. هیچ چیز بالاتر از تلاش برای توسعۀ ایران نیست. فرقی ندارد کجا باشیم.
-فکر نمی کنید این حرف کلیشه ای است؟ افراد زیادی بوده اند که پشت همین واژه ها سنگر گرفتند و بعد دچار دگردیسی شدند.
– اینها اعتقاد قلبی من است. خیانت دیگران به این واژه ها مرا از باورم دلسرد و مردد نمی کند.
-آقای دکتر فکر کنید الان نشسته اید در مجلس و کسی به شما تهمت ناروا بزند. از او شکایت می کنید؟
– آزادی بیان باید پاس داشته شود. ما برای آزادی بیان قیام کردیم. آزادی بیان هم از طرف حاکمیت باید پاس داشته شود و هم از طرف جامعه. این می شود مدنیت. اگر در آزادی بیان دروغ و کذب منتشر شود، بیش از هر چیز خود جامعه ضرر می کند. اگر دروغ و کذبی علیه من منتشر شود اینجانب موضع خواهم گرفت. اما چون این را توهینی به حقوق موکلین خود می دانم و قطعاً از حقوق موکلین خود دفاع می کنم. این جانب برای حفظ حرمت قلم و اصحاب رسانه از حقوق شخصی خود می گذرم و شکایتی نخواهم کرد و قضاوت را به وجدان‌های بیدار و آگاه می سپارم.
– دکتر هوائی مهمترین ویژگی خود را چه می داند؟
– بی تردید قاطعیت در کار و مدیریت.
– پس خطرناک هستید؟
– (می خندد). ببینید وقتی در مسیر رسیدن به تصمیم، بررسی ها کامل صورت گرفته باشد و مشاوره ها انجام شده باشد، ابعاد علمی و اجتماعی هر تصمیم سنجیده شده باشد و به این برداشت رسیده باشم که این کار به سود ملت و کشور است، هوائی به هیچ عنوان کوتاه نمی آید و از ظرف دیگر اگر به من ثابت شود که چیزی خلاف مصالح ملی و منافع شهروندان است محال است زیر بار آن بروم.
– پس اگر شایعه شده که خیلی اخلاق تندی دارید شاید به خاطر همین است.
– (می خندد) شما خودتان می گویید شایعه! برعکس به نظر خودم با اخلاق هستم؛ تا اخلاق را چه تعریف کنیم. هرزه گویی و سخنان منافقانه که ظاهر و باطنم را دو جور جلوه بدهد در وجودم نیست. اما باید صادقانه بگویم که شاید قاطعیتی که در این سال ها در کار داشته ام و هرگز به خود اجازه نداده ام زمان را که در واقع وقت و عمر بی بازگشت یک ملت است زیر دستم تلف شود، حتماً موجب سوءتفاهم هایی هم می شود. مهم اما همدلی یک تیم است که همه برای یک هدف که ان توسعه و خوشبختی این ملت است تلاش کنیم.
– شما در فیلم زندگی نامۀ خود گفته اید که در کودکی بسیار مشقت کشیده اید.
– (کمی مکث و تأمل می کند)، انسان ها محصول رنج هایشان هستند. هر کس به همان اندزه ای زنده است و زندگی اخلاقی دارد که از رنج دیگران رنج می کشد. من در کودکی چوپانی می کردم و درس می خواندم. این رنج ها انسان ها را می سازد. به شرط اینکه هدف و پشتکار و امید را لحظه ای از دست ندهیم.
– پس انسان امیدواری هستید.
-انسان ها با امید زنده اند و بله! من لحظه ای در زندگی از شدن و توانستن نا امید نبوده ام. من یک انسانی بوده ام مثل ده ها هزار شهروند بوشهری و گناوه ای و دیلمی. نه پدر ملاک و ثروتمندی داشته ام و نه به جایی وصل بوده ام. به همت خود و لطف خدا زندگی خود را ساختم. از کمترین ها و کوچک ترین ها شروع کردم. خودم و همسرم پله پله یک زندگی و یک موفقیت را بنیان نهادیم. از چوپانی در داغ ترین روزهای گناوه در حالی که شش هفت سال بیشتر نداشتم تا وقتی که مدیر کل وزارت خانه یا استاد دانشگاه امیرکبیر شدم تا الان که رو به رو با ملت شریف استان بوشهر می گویم می شود و می توانیم، در هر لحظۀ این مسیر پر افت و خیز و طولانی، لحظه ای نبوده که باور خود را به شدن و توانستن از دست بدهم. اگر می گویم می شود و می توانیم چون خودم محصول این اراده و عزم هستم.
– آقای دکتر ده کلمه می گوییم اولین کلمه ای که ذهنتان می رسد را بگویید.
– (می خندد) شما که قرار بود کلیشه ای نپرسید!
– نمی شود سرتان کلاه گذاشت!
دریا: تصویر آزادی
امید: آرامش
آینده: حتماً متعلق به ماست
قرمه سبزی: خوراکی خوشمزه در غیاب قلیه ماهی
شاهنامه: وطن
چاه‌کوتاه: بهشت گمشدۀ بوشهر
محسن شریفیان: موسیقی اصیل بوشهری
بزک نمیر بهار میاد، کمبزه با خیار میاد: وقتی خیال باطلی نسبت به انجام کاری داشته باشی
آسمان: اوج و آزادی
بیسکوئیت: غذای روزهای سخت دانشجوئی