نمایش نوار ابزار

زندگی نامه

بنام خدا

زندگی نامه‌ام

من در ۲۸ مردادماه ۱۳۴۹ در روستای بهمنیاری از توابع بندر گناوه در استان بوشهر بدنیا آمده‌ام. روستایی محروم و بدون هیچگونه امکانات در آن سالها و البته مردمانی غیور، زحمت‌کش و متدین.
کلاس اول ابتدائی را در دبستان وحید روستای بهمنیاری که در این سالها نام پسر عموی شهیدم (شهید مسیبی) بر آن مدرسه نهاده شده، گذراندم. دوره ابتدائی را در همان روستای محل تولدم به اتمام رسانیدم. دوره راهنمائی را در روستای محمدصالحی و دوره متوسطه را در رشته ریاضی فیزیک دبیرستان طالقانی در شهرگناوه به اتمام رسانیدم. پس از اخذ دیپلم در رشته عمران وارد دانشگاه شهید چمران اهواز شدم. پس از خدمت مقدس سربازی در بخش ها و مسئولیت‌های متعددی که در رزومه‌ام هست به هموطنانم و غالباً در محرومترین و دور افتاده‌ترین نقاط کشور صادقانه خدمت کرده‌ام. زیباترین و بیادماندنی‌ترین دوران کاری‌ام خدمت به مردم عزیز جنوب شرق کشور خصوصاً بشاگرد هرمزگان است که در آن سال‌ها سمبل محرومیت ایران بود و کمترین امکانات زندگی را نداشت و البته امروز به لطف خدمات نظام، شهرستانی دارای امکانات و در حال توسعه است. در گرایش مهندسی سازه دکترای تخصصی‌ام (Ph.D) را از دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران) اخذ نموده‌ام و در همانجا به عضویت هیأت علمی آن دانشگاه درآمدم. دانشگاه صنعتی امیرکبیر از دانشگاه‌های برتر کشور و بعبارتی مادر دانشگاه‌های صنعتی کشور است. همزمان با فعالیت‌های علمی، در وزارت‌خانه‌های مسکن و شهرسازی و راه و شهرسازی و سپس در سازمان مناطق آزاد کشور بمدت حدود ۱۰ سال مدیریت کرده‌ام. بدلیل فعالیتهای علمی و پژوهشی و با تصویب مجمع عمومی انجمن مهندسی سازه ایران از سال ۱۳۹۰ تاکنون ریاست این انجمن وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را برعهده دارم و مفتخر به همکاری با تعداد زیادی از اساتید و پژوهشگران علمی و نخبه کشور هستم. دوره‌های مصرف انرژی در ساختمان و سازه‌های مقاوم در برابر زلزله را در توکیوی ژاپن طی نموده‌ام. همسرم از خانواده ای شریف بوشهری، فوق لیسانس حقوق و دبیر آموزش و پرورش است. سه فرزند دارم که دو نفر دانشجوی دانشگاه‌های شریف و امیرکبیر و سومی در شهر گناوه محصل است. من دارای دو برادر و ۴ خواهر هستم. برادر کوچکم را در سال ۱۳۹۳ و در سن ۲۹ سالگی در اثر عارضه مغزی و البته کمبود‌های شدید بیمارستانی منطقه محروممان از دست دادم. پدر و مادرم که خدا عمرشان را طولانی فرماید بیش از حد توانشان برای شکوفایی ما تلاش نموده‌اند. من در نوجوانی و جوانی و حتی میانسالی، مسیرهای پر مشقت و طاقت فرسایی را برای تحصیل علم، امرار معاش و کمک به خانواده‌ام پیموده‌ام و در همه حال مورد عنایت و لطف پروردگار متعال بوده و برای کار و تلاش سراز پا نشناخته‌ام. چوپانی، کشاورزی، دامداری و کارگری تنها بخشی از این کارها بوده که به انجام همه آنها افتخار میکنم.